تبليغاتX
ღآفتابღ
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
 

 مرد زود به رخت‌خواب مي‌رود اما خوابش نمي‌برد..

غلت مي‌زند..ملحفه‌ها را مي‌اندازد. سيگاري روشن مي‌كند. كمي ‌مطالعه مي‌كند.

 دوباره چراغ را خاموش مي‌كند. اما باز نمي‌تواند بخوابد. ساعت سه صبح بلند مي‌شود.

در خانه‌ي دوست و همسايه‌اش را مي‌زند و پيش او درد دل مي‌كند و به او مي‌گويد

 كه خوابش نمي‌برد. از او راهنمايي مي‌خواهد. دوستش پيشنهاد مي‌كند كه قدمي ‌بزند.

 شايد خسته شود. بعد بايد فنجاني جوشانده‌ي برگ زيرفون بنوشد و چراغ را خاموش كند.

 همه‌ي اين كارها را مي‌كند، اما باز خوابش نمي‌برد. بلند مي‌شود اين بار به سراغ پزشك

 مي‌رود. پزشك هم طبق معمول حرف‌هايي مي‌زند و مرد باز هم نمي‌تواند بخوابد.

ساعت شش صبح رولوري را پر مي‌كند و مغز خود را مي‌پكاند.

مرد مرده است، اما هنوز خوابش نمي‌برد.

بی‌خوابي خيلي بدپيله است.

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:48  توسط ღآفتابღ  | 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
سلام دوستان خوبم...

تا اطلاع ثانوی نمیتونم اینجا باهاتون باشم و پست بدم.

واسه یه مدتی باس ترکتون کنم...

گفتم که منتظرم نمونین.!

دوستون دارم...

همین!

خوش باشین فعلا...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:28  توسط ღآفتابღ 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

سلام دوستان چطورین؟

با تابستونو گرماش چه میکنین؟ این هوای شمال  که مارو گرفته...

یه روز گــــــــــــــــــــــرم و شرجی تا حدی که کولر هم جواب نمی ده...

یه روز دیگم ســــــــــــــرد طوری که شوفاژ و شومینه هم تو جوابش میمونن!

 (اغراقو داشتی؟) حالا از شوخی گذشته...هر روزش با دیروزش متفاوته

 ولی در کل خــوبه ،ما که راضیم . اونجاها چه خبر؟

 زندگی چه طوره؟ خوش می گذره؟

راستی....

پس کو این تبریکاتون؟ که به سلامتــــــــــــــــــــی بالاخره بنده هم خاله شدم....

آره داداش، این طوریه که مام طعم این سمت رو می چشیم....دو روزه که شدم

خاله ی یه پسر کاکل بسر ...انقده نــاز داره...هیکل ورزشی...چارشونه...قد بلند...

سیبیلو(هر چند دیروز صفاش داد)...اسمشم تو شناسنامه گذاشتیم پویان ولی صداش

 میکنیم: جمشــید!( آخه خودش از این اسم خوشش میاد).حالا بیخی...

این دفعه واستون یه چندتایی عکس از داف واستون گذاشتم.! البته از نوع هیلاری

(بد نگیرین)...

خب خوش باشین وتا بعد بابابای بای...

اینم از هیلاری داف

......

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:12  توسط ღآفتابღ  | 

چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
سلام سلاممممممممممممممممممممممممممممممم

دلم برای اینجا . شده بووود. یه ۱سالی میشه اینجا پست نمیدمبالاخره کنکورو دادیم رررررررررفت

پی کارش خلاااااااااص.

یه چندتایی واستون عکس آپیدم ایشالا که خوشتون میاد.

تقدیم به هههههمه ی طرفدارانش.

اینم شکیـــــــــــــــــــــــــــرا...

خوش باشین فعلا بای

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:27  توسط ღآفتابღ  | 

سه شنبه دهم مهر 1386

 

سلام رفقای با مرامو جینگیلیه من!

حالتون در چه حاله؟

 

اصلا بیخیال عکسارو بچسب.

 

 

شکیرا...

خوش باشین .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:0  توسط ღآفتابღ  | 

یکشنبه چهاردهم مرداد 1386

ســــــــــــلام  دوست من ...

 

 

زندگی تنها در حال اتفاق می افتد. اگر ما حال را از دست بدهیم، زندگی را از دست داده ایم.

آفتاب گرفتن یخ ، به قیمت جانش تمام می شود.

هیچ دوستی بدون اعتقاد و اطمینان و هیچ اعتمادی بدون کمال حاصل نمی گردد.

جزای کسی که به تو بی وفایی می کند، تنها دوری گزیدن از اوست.

پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ هم گسسته نمی شود ، چه رسد به دوری.

تجربه نامی است که تمام افراد روی اشتباهات خود می گذارند.

" جوانی " شورترین، تلخ ترین، و ترش ترین دوران زندگی است.

دوستان هرگز مالک یکدیگر نمی شوند.

هرگز نگذارید عشقتان مبدل به عادت شود.

.

ღ.

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:3  توسط ღآفتابღ  | 

یکشنبه سی و یکم تیر 1386
 

احوال شما؟؟

 

اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی ُاگر روزی تهدیدت کردند

بدان در برابرت ناتوانند ُ اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست ُ اگر روزی ترکت کردند

بدان با تو بودن لیاقت می خواد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:27  توسط ღآفتابღ  | 

جمعه هشتم تیر 1386
 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:30  توسط ღآفتابღ  | 

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
 

سلام دوستان

امتحانات که تموم شده امیدوارم خسته نباشین و از تعطیلات حداکثر استفاده رو ببرین

من که کمکم باید از تو نت بیام بیرون و خودمو واسه کنکور سال بعد آماده کنم

این چندتا عکس رو هم تقدیم میکنم به طرفدارانش به هر حال امیدوارم خوشتون بیاد

تا سلامی دوباره بای.

بریتنی و بچش...

...

شکیرا...

آنجلینا...

نانسی...

خوش باشین.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:58  توسط ღآفتابღ  | 

جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
 

 

سلام سلام

 

تا اطلاع ثانوی به علت حجم زیاده درسا این وبلاگمو آپ نمی کنم.

 

به هر حال امیدوارم هرجاکه هستین خوش باشین.

 

منتظر پستهای بعدی من باشین.

 

بابای دوستان گلم.

 

 

 

 

 

...

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:30  توسط ღآفتابღ  |